1. اهمیت و جایگاه: بدون تردید یکی از مهمترین نشانه های شکوفایی علم و اندیشه در یک جامعه و همچنین یکی از علائم رشد و بالندگی و پویایی یک ملت ،رونق گرفتن مباحثات علمی،تضارب آراء و تبادل افکار است. جامعه مورد پسند اسلام و قرآن جامعه ای است که در آن علم و عالمان ارزش و منزلتی بی بدیل داشته باشند و اندیشمندان و مبتکران و مخترعان و قهرمانان فکری و فرهگی آن ارج و ارزشی بسیار والاتر از قهرمانان و پهلوانان جسمی   آن داشته باشند. یکی از مهمترین شرایط لازم برای تحقق نشاط علمی در جامعه و ایجاد یک جامعه علم دوست واندیشه پرور، آزادی اندیشمندان وعالمان در ارائه اندیشه ها و نظریات علمی خود است. آزادی مطلق ،امری خودستیز و متناقض است . یکی از مهمترین قیود آزادی، قیود اخلاقی است . اخلاق و اصول اخلاقی از اموری هستند که بر توسن آزادی لگام میزنند. به تعبیر دیگر، به عقیده ما،اخلاق ، حاکم بر آزادی است. و آزادی در صورتی عاقلانه، و در نتیجه ،ثمر بخش خواهد بود که در چهارچوبه اخلاق باشد و حرمت مرزهای اخلاق را نگه دارد.

2 .  معنا شناسی نقد: نقد و انتقاد، صرفا، به معنای بیان خوبیها و محسنات است ودر آن نباید از زشتیها و نادرستیهای امر مورد انتقاد سخنی به میان آورد.(نقد کوششی است برای یافتن و شناختن و دوست داشتن و توصیه کردن همه نکته های خوبی که در جهان اندیشیده و نوشته شده اند ونه بهترین آنها ) نقاد راستین باید به خوبیها نه به نارساییها بپردازد و زیباییهای نهفته یک نویسنده را کشف کند و چیزهایی را که دیدن را سزاوارند، به جهان عرضه دارد . برخی دیگر بر این باورند که نقد و انتقاد، صرفا، یا دست کم در معنای رایج و شایع آن، به معنای عیب جویی و خرده گیری است. هدف اصلی یک منتقد از نقد همان هدفی است که یک پزشک در معاینه بیمار دنبال میکند. (پزشک اگر جویای عیب  و علت (بیمار) خویش است،عیب جویی اش باید از روی علاقه مندی و نیک اندیشی و به قصد خیر و خدمت باشد)

. 3  ضرورت نقد: در روایات فراوانی، که در اینجا برخی از آنها را نقل می کنیم ، بر اهمیت و ضرورت وجود نقد در جامعه تاکید شده است:  

امام صادق (ع): در حدیث بسیار مشهوری میفرمایند: بهترین دوستان در نزد من کسانی اند که عیوب و نواقص من را به من هدیه دهند.

امام حسین (ع): کسی که تو را دوست بدارد، تو را از انجام زشتیها و بدیها نهی می کند ، و کسی که تو را دشمن بدارد، تو را می فریبد یعنی با عدم تذکر زشتیها و کارهای ناپسند تو، موجب فریب و گمراهی ات میشود.  اصولا باید دانست که نقد انتقاد از نابسامانیها و کج اندیشیها ، یکی از وظایف دینی مردم است. نقد اندیشه های نادرست در حقیقت از مصادیق امر به معروف و نهی از منکر در حوزه معرفتی است .افزون بر این ، میتوان گفت که نقد اندیشه ها و گفتارها و کردارهای نادرست یک فرد یا گروه، خدمت به خود آن فرد یا گروه است. هر چند ممکن است آنان خود، در ابتدا، از چنین خدمتی دلخور و ناراحت شوند.

. 4  شرایط اخلاقی نقد: پس از بیان مباحثی مقدماتی در باب اهمیت نقد، معنای نقد و همچنین ضرورت نقد، اکنون نوبت آن رسیده است که به بیان شرایط وآداب اخلاقی نقد بپردازیم.هم شرایطی که از سوی ناقد باید مراعات شود و هم شرایطی که از سوی شخص یا اشخاص مورد نقد باید مورد توجه واقع شوند

. 4-1. فهم سخن وتبحر در موضوع:

 چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست         سخن شناس نه ای دلبرا خطا اینجاست

امام علی (ع)، در نامه خود به امام حسن(ع) چنین می  فرمایند:  پس اگر دانستن چیزی...بر تو دشوار گردد، آن دشواری را ار نادانی خود به حساب آر! چه تو نخست که آفریده شدی نادان بودی سپس دانا گردیدی . و چه بسیار است آنچه  نمیدانی و در حکم آن سرگردانی، و بینشت در آن راه نمی یابد، سپس آن را نیک می بینی و میدانی.

 4-2..کنار نهادن حب و بغض: یکی از مهمترین مسائلی که رعایت آن شرط اصلی فهم سخن گوینده یا نویسنده، و همچنین شرط اصلی درک حقیقت یک گفتار یا رفتار است، کنار نهادن حب و بغضها است. تاثیر حب و بغض تا آنجا است که میتواند هنر را عیب و عیب را هنر جلوه دهد. کسی که به قصد مچ گیری،به نقد یک اندیشه یا رفتار میپردازد،قطعا از درک حقیقت آن عاجز خواهد بود. کسی به دیده انکار اگر نگاه کند   نشان صورت یوسف دهد به ناخوبی وگر به چشم ارادت نگه کنی در دیو  فرشته ایت نماید به چشم کروبی

4-3. .پرهیز از نقد متقابل: اینکه چو نقش تو بنمود راست  خود شکن ،آیینه شکستن خطا است تنها ثمره و پیامد نقد متقابل ،محروم کردن خود ازهدایتها و نصایح دیگران است. سعدی در گلستان گفتگوی یک فقیه جوان با پدرش در این باره نقل می کند، که ذکر آن در اینجا می تواند آموزنده باشد:  

فقیهی پدر را گفت هیچ از این سخنان رنگین و دلاویز متکلمان در من اثر نمی کند به حکمت آن که آنچه نمی بینم مر ایشان را کرداری موافق گفتار.   

 ترک دنیا به مردم آموزند        خویشتن سیم و غله اندوزند

عالمی را که گفت باشد و بس    هر چه گوید نگیرد اندر کس

عالم آنکس بود که بد نکند      نه،بگوید به خلق و خود نکند

  اتامرون الناس بالبر و تنسون انفسکم

عالم که کامرانی وتن پروری کند    او خویشتن گمست که را رهبری کند

 4-4 .نقد انگیخته به جای انگیزه: به گفته بنگر نه به گوینده ، یکی دیگر از آفتهای اخلاقی در عرصه نقد، خلط انگیزه وانگیخته است. کسی که مورد نقد قرار میگیرد به جای پرداختن به پاسخ نقد های ناقد، به کالبد شکافی نیت و انگیزه او اقدام میکند.  برخی از مشرکان در مواجهه با دعوت پیامبران این مغالطه را مرتکب میشدند. قرآن کریم، درباره علت استنکاف برخی از فرعونیان از پذیرش دعوت موسی و هارون ، میفرمایند: فَقالوا انُومِنُ لِبَشَرَین مِثلِنا وَ قَومُهُما لَنا عابِدونَ: گفتند: آیا  ما به دو انسان همانند خودمان ایمان آوریم، در حالی که قوم آنان بردگان ما هستند. این نوع برخورد را مقاسه کنید به توصیه های اسلام و ائمه اطهار ببینید که فاصله از کجا تا به کجا است.امیر مومنان به ما توصیه میکند که:  حکمت را از هر کسی که آن را بیان میکند بگیر: و به گفته بنگر و به گوینده منگر.  حکمت گمشده مومن است، پس آن را فرا گیر هر چند از منافقان باشد.  چو دانی که مقصود گوینده چیست  مبین ای برادر که گوینده کیست.

  نباید بر این قدر گوهر شکست      که از قدر بی قدری افتد به دست

  کی افتد در اعجاز قرآن شکی       وگر خواندنش بی خرد کودکی

5-4.تفکیک اندیشه و رفتار از فرد: هم  شخص ناقد و هم شخص یا اشخاص مورد انتقاد باید به این نکته مهم توجه داشته باشند که نقد را، از ساحت نقد اندیشه و کردار،به نقد صاحب اندیشه و کردار نکشانند. در حقیقت نقد یک سخن یا رفتار نشان دهنده اهمیت آن اندیشه یا رفتار برای ناقد است. کسی که به نقد یک اندیشه یا سخن میپردازد، در حقیقت در جهت اصلاح و تکمیل آن گام برداشته است.

 .6-4لزوم بردباری ونقد پذیری: هرگز نیکی و بدی یکسان نیست؛ بدی را با نیکی دفع کن، ناگاه(خواهی دید) همان کس که میان تو و او دشمنی است گویی دوست گرم و صمیمی است.  یکی از نویسندگان معاصر، پاسخ خود را به نقدی که توسط یکی دیگراز نویسندگان بر یکی از اندیشه های اوشده بود، با این شعر مولوی آغاز می کند که:

  از خدا خــــواهیم توفـــیق ادب                 بی ادب محروم ماند از لطف رب  

  بی ادب تنها نه خود را داشت بد              بلــکه اتــش بر همـــه افـــاق زد

 .4-7.پرهیز از بر چسب زدن: یکی از شیوه های نادرست وخلاف اخلاق در مسئله نقد، برچسب زدن وانگ کردن به صاحبان اندیشه ویابه ناقدان است. افراد به جای نقد اندیشه ها وبیان نقاط ضعف دلایل ومستندات یک فکر ویا بیان ناراستیهای یک عمل، با انتساب های غالبا نادرست افکار واندیشه ها به افراد ومکاتب منفور ومطرود جامعه، به خیال خود آن فکر را ابطال وآن اندیشه را از میدان به در کرده اند. برچسب هایی از قبیل «ارتجاعی» «قشری» «غربی» «غرب زده»«علم زده»«عوام زده» «لیبرال» «فاشیست» «مستبد» «انحصار طلب» «ملی گرا» «کهنه گرا» «ارسطوئی» «پوپری» «قرون وسطایی»

4-8. آغاز کردن از خود: تأثیر اخلاقی گفتار  وتوصیه ای که خود فرد به آن عمل میکند،به مراتب  بیشتر از توصیه هایی است که در کردار ورفتار فردتوصیه کننده خلاف آنها مشاهده میشود. پیامبر اکرم(ص) میفرمایند: «خوشا به حال کسی که عیوب خودش او را از عیبگویی دیگران بازداشته است.»                   

رطب خورده منع رطب چون کند.